سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387
...............
مادر فرشته ها سلام
مادر فرشته ها جوان نبود؟
مادر فرشته ها چرا خمیده بود؟
مادر فرشته ها از برای چه چادرش خاکی کوچه ها ی .....................
ایام شهادت بی بی دو عالم بانوی زیباییها حضرت فاطمه زهرا (س) خدمت فرزند عزیزش
مهدی صاحب عصر و زمان (عج) و عاشقان مادر عالم تسلیت و تعزیت باد

زن و شوهری میانسال - حدود شصت و شصت و پنج سال- بعد از سی و پنج سال زندگی
درست روز سالروز ازدواجشون تصمیم گرفتند که از خونه بیرون برن و روز ازدواجشون
رو جشن بگیرند.
زن لباسهاشو پوشید و مرد کلاه رو بر سرش گذاشت و یقه اش رو جلو آیینه مرتب کرد
دست در دست هم آرام و سنگین قدم از خونه بیرون گذاشتند
سالهای زیادی رو به خوبی و صمیمیت کنار هم با طعم سیب و بوی عطر چای داغ سر کرده بودند
از منزل که راه افتادند چند قدمی راه نرفته بودند که فرشته ای زیبا مقابلشون ظاهر شد
و به اونها گفت: به خاطر این همه سال صفا وصمیمیت که کنار هم زندگی کردند فرشته می خواد
برا هر کدومشون آرزویی رو بر آورده کنه
زن خیلی خوشحال شد و خنده ای از روی رضایت زد و از فرشته خواست:
برای خودش و همسرش دو بلیط سفر به دور دنیا آماده کنه و فرشته ستاره جادویی اش را
به طرف زن نشانه گرفته و دو بلیط به دور دنیا با بهترین تور در دست زن ظاهر شد
فرشته بعد از آن رو به مرد کرد و از او خواست تا آرزویش را بخواهد
مرد کمی تامل کرد و سپس گفت:
همسرم من را ببخش که فرصت ندارم چنین سفری با تو بیایم چون می خواهم همسری
داشته باشم که حداقل سی سال از من جوانتر باشد
فرشته و زن که از این خواسته مرد خیلی ناراحت شدند فرشته ستاره جادویی اش را تکان داد
و مرد نود ساله شد...................