تبليغاتX
یاس ارغوانی

چهارشنبه سیزدهم آبان 1388

خسته ام

 

 

از بس جان دفترم سیاه شده است دیگر قلم هم  در آن جوهر نمی برد

از بس تنم رنجور زمان شده است دیگر صدا هم  در آن   آرام نمی برد

از بس دست و پا زده ام در میان روز شب ها دگر راحت خوابم نمی برد

از بس نوشته ام و پاک کرده ام  دیگر خیالهایم به خوابم نمی برد

از بس تنهای ام را ضرب و جمع کرده ام صبرم به انتها رسیده است

از بس اشکها را مخفیانه کرده ام صبرم به انتها رسیده است

از بس دل را به عشق های پوچ خوش کرده ام  نفس هم به شماره رسیده است

از بس  ننگ بر جوانی ام زده ام  پیر شدنم به شماره رسیده است

از بس گلدان را شکسته ام و آهم نگفته ام

آرزوی مرگ هم به شماره رسیده است

نوشته شده توسط سادات در 0:22 |  لینک ثابت   •